باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

در سایه مهربان پدر

1391/10/30 15:54
نویسنده : میم
390 بازدید
اشتراک گذاری

 

چند روز پیش برای اولین بار (البته تو چند سالی که ما اینجا ساکنیم ) یزد برف بارید و باران نشسته بود پشت پنجره و به دونه های پنبه ای برفی که باد از کوهستانهای اطراف اورده بود و خیلی کم تراکم بود نگاه می کرد من دلم گرفت برای کودکم که خیلی تجربه دیدن و لمس کردن برف رو از نزدیک نداشت بردمش تو حیاط که بارش برف قطع شده بود

ولی از خوش روزگار پدر مهربان کودکش را به برف بازی در شهری مجاور یزد (تفت) که از آب وهوایی کوهستانی برخوردار دعوت کرد و بعد از کلی گشتن کنار خیابون یه جایی با برف تقریبا تمیز و دست نخورده که حدود 4 سانتی روی زمین نشسته بود پیدا کردیم که باران یک دل سیر برف بازی کرد و با باباش ادم برفی درست کرد .

  

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (15)

نیایش کوچولو
30 دی 91 16:44
با سلام به مامان باران جون. امروز برای اولین بار یه دوست یزدی پیدا کردم که مثل خودم تو این شهر غریبه. اگه میشه راهنمایی کنید که بتونم شما را تو لینک دوستانم داشته باشم.آخه ما هیچ دوستی نداریم.خوشحال میشم.
نیایش کوچولو
30 دی 91 18:41
با سلامی دوباره به مانلی عزیزم و خیلی ممنون از راهنمایی تون. مرسی شما هم باران جون را ببوسید. من اهل تبریزم و شوهرم یزدی هستش. خیلی از آشناییتون خوشحال شدم.
نوشين مامان آريا
1 بهمن 91 11:32
باران ناز و قشنگ برف بازي خوش گذشت جاي ما خالي. فكر كنم مامان و بابا هم از شادي تو كلي كيف كردند
باران زندگی
1 بهمن 91 15:15
ماشالله به باران... ماشالله به برف بارانی آدم برفی درست کردی؟؟؟ باریکلا... دست بزنید به افتخارش ایشالله سالهای سال در کنار بابا و مامان خوش بگذرونی
مامان مهیار
1 بهمن 91 22:10
دورت بگردم خوشگل خانوم با اون تیپ زمستونیت
الناز و حسین وباران
2 بهمن 91 2:57
سلام خانمی خوبی ؟خدا بارانت رو نگه داره یک سال پیش نو زندگی منم باران رحمت خدا بارید و خدا 1 باران کوچولو بهم داد.از آشناییتون خوشبختم


سلام عزیزم امیدوارم خدا باران شما رو هم حفظ کنه کاش عزیزم ادرس وبتون رو میزاشتین تا منم بهتون سر بزنم
نسرین
2 بهمن 91 8:25
چه عالی خدا بابایی و مامانی مهربونش رو براش نگه داره
عاشق باران
3 بهمن 91 15:34
چه مجهزم رفته بوده برف بازی... الهی سایه پدرومادرش همیشه بالای سرش باشه
فرشته مامان نیایش کوچولو
3 بهمن 91 17:01
با سلام به مانلی عزیز و دختر نازش باران جون.هیچی ما هم مجبوریم بسازیم با این هوای بهاری. برای بچه تبریز کمی سخته ولی چه میشه کرد. قربون شما نیایش هم دست بوسه. شما هم باران جون را ببوسید.
mamanebaran
3 بهمن 91 17:32
آخي نازي ، عزيزم خيلي خيلي خيلي دست بابايي مهربون باران جون درد نكنه كه براش آدف برفي درست كرده و دخترمونو خوشحال كرده ، آفرين به اين باباي مهربون
دخملیـــــــــــــ شکلکـــــــــــــ
3 بهمن 91 19:27
فدای این آدم برفیت خاله
مامان بهداد
6 بهمن 91 11:22
سلام. وااااااای . چه برفی . چه عکس جالب و قشنگ و هنریی. دلم براتون تنگ شده بود. آدرستون رو گم کرده بودم. حالا دوباره لینکتون می کنم. ایشالا که همیشه لبتون خندون و دلتون خوش باشه. باران جونی رو از طرف ما چند تا بوس آبدار بکنید.


مرسی گلم شما هم بهداد جونو ببوسین


مامان مهيار
7 بهمن 91 2:55
مامان بهداد
7 بهمن 91 13:33
سلام باران جان. ماهگرد تولدت مبارک باشه خانوم خانوما. زیر سایه مامان و بابا سلامت و شاد باشی همیشه.
مامان مهیار
9 بهمن 91 11:40



ممنون سوده جون که انقدر محبت داری من بخاطر گرفتاری چیزی ندارم جز شرمندگی